
سلام خونه ی قدیمیم....سلام رزناز خانومی.....
دلم واسه اینجا تنگ شده بود....واسه همین کارگر آوردم یکم به سر و روش رسیدن..در و دیوارشو رنگ کردن..امیدوارم خوشت بیاد
رزنااااااااز .....
همیشه تو زندگیم حسرت خوردم که خدا چرا ...
2تا از بهترین دوستامو ازم دور کرد....
یکی تو یکی تانـــیا....
کاش هیچ وقت از کنارم نمیرفتین...کاش همیشه پیشم بودین ...
کاش بازم پیشتون سرگرم بودم تا نرم پیش آدمهای نتی و دردامو به اونا بگم
آخـــــــه یه باره تنها شدم...
هم تو هم تانیا ازدواج کردین.....
منم تمام تفرحام پیش شما 2 تا بود....
خانومی دلم گرفته
خانومی کاش پیشم بودی تو بغلت گریه کنم....
خانومی تانیا هم تهران نیس....
آخه من چی کار کنم؟؟؟؟ دردامو به کی بگم..... کی اشکامو پاک کنه ؟؟؟؟
لم برات خیلی تنگ شده....
خیلی خیلی خیلی....
همین :)
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 15:23  توسط رزا و رزناز
|
+ نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 9:51  توسط رزا و رزناز
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 9:38  توسط رزا و رزناز
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 22:53  توسط رزا و رزناز
|
خواهم تو شوي، محبوب دلم
چون نرگس من، ديوانه ي من
رويد رخ من، سويت ره من
هستي چو بهشت، كاشانه ي من
پروانه من، پروانه من
بي تو چه كنم، مستانه من
آواي تو شد، هم نغمه من
اي لاله من، بردي دل من
پروانه من، پروانه من
بي تو چه كنم، مستانه من
آواي تو شد، هم نغمه من
اي لاله من، بردي دل من
**رزا تو زندگانی من هستی**
**ای به فدای تو هم دل هم جان**
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 9:15  توسط رزا و رزناز
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 1:53  توسط رزا و رزناز
|
سلام بچه ها....دیشب من و آقا رزا و بابا شوهر بهزاد و مامان شوهر درسا و خاله سپیده رفتیم بیرون واسه خریدن حلقه عروسی..!آقای پرهام راد هم همراه ما اومدن....چون خیلی با سلیقه هستن!!!! شی شی (پسرمون رو هم خوابش کردیم خونه)....!
بهزاد و درسا جلوی ماشین بودن من رزا و آقا پرهام و خاله ستاره هم عقب بودیم توی ماشین بهزاد آهنگ آصف رو گذاشته بود.... رزا نیگاه به من میکرد و اینو میخوند: عروس قلبم چه اشاره ریزون/یه نیگا به ما کرد وای چه غمزه ریزون/سبدوسبد گل رو سرش بریزین/خاک زیر پاشو نفروشید ارزون/اومد برام عزیزی وای عجب عزیزی/دور اون چشاش بگردم وای که چه نغمه ریزی/بعد رزا یه ماچم کرد منم مرده بودم از خجالت
بعد باز ادامه داد یه چشم سیاه و یه پریچه یه نور/یه تیکه جواهر یه قصیده یه شور/به رسم یادو عشقه یادگاری/مبارک این شب خواستگاری/ خاله ستاره هم لی لی لی کرد و دست میزد....بعد بهزاد یه نیم نگاهی به درسا کرد و بلند داد زد وای عروس عروس قشنگم از تو تمام رنگم/الهی زنده باشی دوره سرت بگردم.**رزا هم بلند تر داد زد وای دوره سرت بگردم........خر تو خر شده بود ...
اما لیست حرف های من :
من جواهر نمی خوام و ترجیح می دم سنگ ها یا نگین های سرویسم اصل نباشه
دلیل : از کجا باید بفهمیم که ادعای فروشنده در مورد اصل بودن سنگ صحت داره ؟( تو این کشور پر از دروغ و دغل! ) تازه اگر هم سنگ اصل باشه باز هم ارزش این همه پول دادن رو نداره ! چون موقع فروش سنگش رو پس می دن و فقط پول طلاش رو می دن که شاید یک سوم قیمت اولیه هم نشه و خیلی ضرره!
این حرفم مورد موافقت قرار گرفت!/من آینه و شمعدان نقره یا برنز یا برنجی نمی خوام !/ماه عسل کیش نمی ریم و می ریم دبی !..............
خلاصه رفتیم یه جابهزاد رفت برامون آبمیوه گرفت..چون واقعا هوا گرم شده بود....بعد تو این پاساژ های چند طبقه دنبال حلقه میگشتیم....دیگه یه جا که رسیدیم یه حلقه برداشتیم ...بهزاد هم واسه مامان شوهر درسا حلقه برداشت...بعد خریدهامونو کردیم ...مثل لباس عروس و داماد...سفارش گل دادیم....توی باغ میخوایم عروسی بگیریم....کیک....همه اینا رو رفتیم دنبالش...
دیگه آخر شب هم با اصرار مامان شوهر و بابا شوهر منو رزا و آقا پرهام و خاله ستاره رفتیم شهر بازی...
دیگه ساعت ۲ شب بود داشتیم بر میگشتیم...بعد آهنگ منصور که میخونه زندگی بهتر از این نمیشه ....وایییییییییییییییی ولومووووو (صدا رو) داده بود بالا...کلی باحال بود..... دیگه همه باهاش میخوندیم و از خود بی خود شده بودیم......تو ماشین خاله ستاره از این طرف به اون طرف حرکات از خودش در میکرد...وقتی هم برگشتیم خونه شی شی در این وضعیت بود که عکشو میبینید این پایین!!!
جـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا همه سبز ..خیلی خوب بود!!! رزااااااااااااا آی لاو یو....بخاطر همه خوبیهات فدات!!!!
رزناز/.

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 16:18  توسط رزا و رزناز
|
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 8:52  توسط رزا و رزناز
|
اوه ه اوه ه اوه ه ...
اوه ه اوه ه اوه ه ...
رزا تو عشق مني تو قلب مني
(چي بهتر از تو گفتني)
تو عشق مني تو قلب مني
چي بهتر از تو گفتني
تو عشق مني تو قلب مني
چي بهتر از تو گفتني
تو عشق مني تو قلب مني !
رزا بمون تا لحظه هاي من
پر بشه از هواي تو
اميد فرداي منه
صداي خنده هاي تو
(هه هه هه...)
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:54  توسط رزا و رزناز
|
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 0:46  توسط رزا و رزناز
|